X
تبلیغات
رایتل
((بازار جک))

بخونید قشنگه

 

 

یه  پرگاره رو جو میگیره مربع می کشه.

 

یکی میره دزدی. صاحب خونه پا میشه میگه:کبه اونجا؟ میگه: هیچکی گربست بععععع.

 

موشه میره دارو خونه میگه:مرگ من داری؟

 

خانم ها مثل فلز یلب هستند . هر گاه از نزدیکی طلا فروشی رد می شن عکس العمل نشون مدن.

 

یه روز یه کبریته سرش رو خاروند اتش گرفت.

 

بچه: مامان ناهار چی داریم؟  مادر با عصبانیت: زهر مار .  بچه: اخ جون . از شر املت راحت شدیم.

 

به جوجه تیغی میگن ارزوت چیه؟ میگه:یکی دست محبت بکشه روی سرم.

 

یه نفر رستوران میزنه. رو درش مینویسه: وقت ناهار تعطیل است.

 

یه نفر ساعتش کار نمی کرد. رفت گشت براش کار پیدا کرد.  

 

بچه اولی: پدر تو هم بهت یاد داده قبل از غذا دعا بخونی؟

بچه دومی: نه، آخه مادرم خوب غذا درست می کنه!

 

  یارو میره جنگل خرگوش شکار کنه صدای هویج در می اره.

 

    

فریدون همیشه لباس مشکی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشکی می پوشی؟

میگه: آخه من ختم روزگارم!

 

       

از یارو می پرسن شما که زندگی زناشویی موفقی دارید، رمز موفقیتتان چیست؟

یارو میگه: من و زنم از اول ازدواج قراری گذاشتیم که تا به امروز هم اونو انجام میدیم و اون اینه که هفته ای دو شب بریم به بک رستوران خوب با غذای خوب، رقص و موزیک عاشقانه. اون شب های دوشنبه میره و من شب های جمعه!!!

 

        

محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.

دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟

محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

 

      

پدر: پسرم هفته پیش رفت ولی فکر نمی کنم دیگه برگرده.

چرا؟ مگه چی شد؟

پدر: هیچی، آخه گفت من میرم تا موفق نشم، برنمیگردم

 

 

معلم: چرا رفته هستم غلط است؟

شاگرد: آقا اجازه، برای اینکه شما هنوز نرفته هستید